داستان جلد
نویسنده: نادیا نادری
زمان مطالعه:2 دقیقه

داستان جلد
نادیا نادری
داستان جلد
نویسنده: نادیا نادری
تای مطالعه:[تا چند دقیقه میتوان این مقاله را مطالعه کرد؟]2 دقیقه
شاید وقت آن رسیده که قطبنماها را مرخص کنیم.
روزگار درازی بود که مسیر بازگشت را نشانمان میدادند. در هر گوشهی ناشناختهای از این کرهی خاکی که گم میشدیم، ما را به مسیر بازمیگرداندند؛ به خانه.
اما این روزها انگار جغرافیای ناشناختهای باقی نمانده که در آن ناپیدا شویم.
حالا هربار که از این فلز سرد میپرسیم: کجا؟
کجای خود و کجای حرکتهای این جهانِ بیانتها ایستادهایم؟
او مختصات دقیقی از نقطهای که بر آن ایستادهایم نشانمان میدهد؛ و نمیداند که ما، در میان تمام این پرسشها، در جستوجوی هدفی برای این سفر بیبازگشتِ وجودیمان هستیم.
ما سالهاست که در پی یافتن حضورمان در چرخش مسیرها، راهی روشن و مقصدی مشخص پیدا نکردهایم.
قطبنماها متعلق به جهانی بودند که در آن، مقصدها تکرار میشدند؛
جهانی که بازگشت، معنایی روشن و ثابت داشت.
برای همین است که دیگر نمیتوانیم از فلزی که تنها جهت را میشناسد،
پرسشهایی چون «کجا هستم؟» و «به کجا باید بروم؟» را انتظار داشته باشیم.
راههایی که پیشِ رو داریم،
نه با جهتهای جغرافیایی،
که با حال، با خواستن، و با معنا تعریف میشوند.
شاید وقت آن رسیده
بهجای جستوجوی نقطهای روی نقشه،
آن نقطهی پنهانی را پیدا کنیم
که درون ما میچرخد و مسیر را میسازد؛
نقطهای که نه خانهی دیروز است
و نه مقصدِ فردا،
بلکه لحظهایست که میفهمیم
بازگشت، دیگر به جایی نیست
به سوی کسیست که در تمام این سفر،
آرامآرام
به او تبدیل شدهایم.

تصویر جلد شمارهی ۱۲۶ وقایع اتفاقیه؛ اثر نادیا نادری

نادیا نادری
برای خواندن مقالات بیشتر از این نویسنده ضربه بزنید.
کلیدواژهها
نظری ثبت نشده است.
